پښتو شعرونه
د پښتو شاعرانو نړۍ ته ښه راغلاست
داوود راد مرد
فدای همت مردی که تن به ننگ نداد
زشیشه تن بشکست وسرش به سنگ نداد
صدای حیرت قدس و سخن ز شوخی طبع
که عبرت وطنش ، جز به خون و رنگ نداد
بپای دون همتان کی فروخت عزت خویش
ز راست قامتی میهن ستاد و چنگ نداد
به پای مسند داوود شتاب و آهنگ بود
صراط مستقیم اش اٍهدنا، درنگ نداد
نوای هر دل بشکسته ساز آفاق بود
حدیث و معنی فهمش به هر پلنگ نداد
به صد فتنه رقم خورد، هزار خدعه به راه
به یک سخن بستاد و ره یی فرنگ نداد
سری به خانه یی کعبه، رهی به مطرب ناز
که شرط بودن پیروزی اش به جنگ نداد
به خمخانه مستی نبٌرد عشرت دل را
خیال و ساقی و عشق اش بیک دو بنگ نداد
چه نگهتی که در او باغ عالم افروز بود
چه دامن گلی کز چیب راغ شرنگ نداد
همای هر پر تاریخ در آستانت باد
ز راد مردی داوود که تن به ننگ نداد
۲۶ سرطان ۱۴۰۲ش/ ۱۷ جولایی ۲۰۲۳. کابل
***************************************