افغان اتلان · ادب او کلتور
پښتو شعرونه
د پښتو شاعرانو نړۍ ته ښه راغلاست
1801 شاعران11101 شعرونه
طنز و انتقاد
من از آن روز اول عاشق رویا بودم
غرق چشمان صنم دختر کاکا بودم
زلف شبنم ز نظر هیچ نمیرد اما
محو گیسوی پری، رقص سهیلا بودم
در سخن شهد و شکر دیده بودم مینا را
من نظر بند همان زهره و دیبا بودم 😉
حرف من را به گمانم که بفهمید شهلا
انتظار لب جاده، به فریبا بودم😁
از قضا شانه بخوردم که دیدم طوبا🤔
در گمانم که فقط یار شکیلا بودم
با ثریا که قدم تا دم دروازه زدم
زیر آب و عرق از ترس شکیبا بودم
طنز من قصهی تلخی زجوانان دارد
من جوانی که در این مخمصه تنها بودم